از آن زمان که بسیاری از نمایندگان سوسیال دمکراسی فکر ميکردند شعار "سرنگون باد استبداد!" پیش از وقت است و برای توده کارگر غیر قابل فهم، تنها پنج سال ميگذرد. این نمایندگان بحق در زمره اپورتونیستها قرار داده ميشدند. بارها و بارها به آنها توضیح داده شد، و سرانجام هم روشن گردید که از جنبش عقبند. به آنان توضیح داده شد که وظایف حزب را بعنوان پیشاهنگ طبقه، به عنوان رهبر و سازمانده آن، بعنوان نمایندۀ کل جنبش، بعنوان نماینده اهداف اصلی و اساسی آن درک نمیکنند. این اهداف ممکن است برای مدتی تحتالشعاع وظایف جاری و روزمره قرار گیرد، لیکن هرگز نباید معنا و اهمیت خود را بعنوان ستارۀ راهنمای پرولتاریای مبارز از دست بدهد.اینک زمانی رسیده است که شعلههای انقلاب خود را بر پهنه این سرزمین گسترده است، اینک زمانی است که شکّاکترین افراد نیز به سرنگونی استبداد در آینده نزدیک، باور آوردهاند. اما گويی طنز تاریخ سوسیال دمکراسی را وادار ساخته است تا بار دیگر با دقیقا همان تلاشهای ارتجاعی و اپورتونیستی که در جهت به عقب کشانیدن جنبش، در جهت تخفیف وظایف و مخدوش ساختن شعارهای آن بعمل ميآید، برخورد کند. مجادله [پلمیک] با سردمداران این قبیل تلاشها در دستور روز قرار ميگیرد و (بر خلاف عقیده بسیاری که از مجادلات درون حزبی بیزارند) اهمیت عملی بسیار ميیابد. چرا که هر چه به درک و تشخیص وظایف سیاسی آتی خود نزدیکتر ميشویم، نیاز به داشتن درکی روشن از آن وظایف عظیمتر، و هر گونه مبهم گويی، هر گونه سکوت و خویشتنداری و عدم قطعیت ذهنی در قبال این مسأله، زیانبارتر میگردد.
با اینحال، عدم قطعیت ذهنی در میان سوسیال دمکراتهای ایسکرای جدید، یا (عملا فرقی نمیکند) اردوگاه رابوچیه دیلو Rabocheye Dyelo،
به هیچ وجه چیز نادری نیست. سرنگون باد استبداد! - این را همه قبول دارند،
نه فقط همه سوسیال دمکراتها، بلکه همه دمکراتها، حتی همه لیبرالها - اگر
قرار باشد اظهارات جاریشان را باور کنیم. اما معنای این شعار چیست؟ این
سرنگونی حکومت چگونه قرار است جامۀ عمل بپوشد؟ چه کسی قرار است مجلس مؤسسان
را فرا خواند؟ - مجلس مؤسسانی که اکنون حتی آسواباژدنیهایها هم حاضرند شعارش را بدهند (نگاه کنید به شماره ٦٧ آسواباژدنیه Osvobozhdeniye)،
مجلس مؤسسانی که خواست حق رأی همگانی، مستقیم و برابر را نیز برآورده
سازد. پشتوانه واقعی آزاد بودن و بیانگر منافع ملت بودن انتخابات چنین
مجلسی کدامست؟
